facebook
جستجوی پیشرفتهمشترک فرند فید شوید مشترک توییتر شوید مشترک فیس بوک شوید

ارسال داستان


اسم مستعار شما :
انواع زپرتی جات :
جنسیت :
درحال بررسي
آدرس ایمیل :
عبارت امنيتي

چند زپرشک تصادفی

زپرشک

مرتب سازی: کل زپرشک ها | فقط امروز | هفته اخیر | ماه اخیر | سال اخیر

امروز که نه...پریروز میرفتم کلاس موسیقی....اولین جلسه بود هنوز استادمو ندیده بودم...یه دختر 20 ساله کنارم بود...هر چی متلک بلد بودم بهش گفتم.... رفتم سر کلاس دیدم معلمم اونه...بهم سلام داد گفت : به به آقای زکی خان!!! خوبی شما؟؟؟ زپرشک!!!

نظرات
2 نظر

دلم سوخت ! (7) - دلم خنک شد! (10)

Jan 29, 2010 03:24 AM - دختر و پسر - توسط زکی خان

نمايش امكانات مخفي

امروز کاشف به عمل اومد دوست دخترم رو شیکمش بیشتر از من مو داره ! زپرشک!

نظرات
2 نظر

دلم سوخت ! (26) - دلم خنک شد! (16)

Feb 4, 2010 03:51 AM - دختر و پسر - توسط یک ناشناس!

نمايش امكانات مخفي

امروز نه !‌ ولي چند وقت پيش سوار تاكسي شدم ! عقب نشسته بودم ! كسي كه جلو نشسته بود برام اشنا اومد فك كردم دوستمه واسه همين زدم تو سرش !‌ وقتي كلشو برگردوند ! ديدم اشتباه گرفتم !‌از خجالت اب شدم!‌ به زور كرايه شم حساب كردم

نظرات
2 نظر
نمايش امكانات مخفي

امروز ساعت 7 مثلا قرار بود بریم زمین فوتبال , من ساعت 6:45 زنگ زدم تاکسی گفت 5 دقیقه دیگه دم درمونه , ساعت 7 رفتم پایین دیدم تاکسی که هنوز نیومده به جاش داره شدید بارون میاد , گوشیمو دراوردم باز بهش زنگ زدم گفتم چی شد ؟ گفت گوشی دستتون باشه , قطع شد , باز بهش زنگ زدم تا بالاخره بوق آزاد زد برداشت گفت چند لحظه گوشی دستتون باشه , اینقدر گوشی دستم موند تا شارژم تموم شد , ساعتم شده بود 7:20 , اینم از فوتبالمون . زپرشک !

نظرات
1 نظر

دلم سوخت ! (9) - دلم خنک شد! (1)

Mar 6, 2010 03:25 PM - ورزشی - توسط biglibigli

نمايش امكانات مخفي

امروز دوست دخترم باهام بهم زد , چرا ؟ چون دوستاش بهش گفته بودن منو با یه دافی تو خیابون دیدن که از ماشین من پیاده شده و حسابی با هم بگو بخند میکردیم! اون دافیه که میگن خواهرمه که برای تعطیلاتش اومده ایران ! زپرشک !

نظرات
1 نظر
نمايش امكانات مخفي

گلاب به روتون ما یک استاد داریم خیلی استاده باحالیه ... یعنی خیلی باحاش جوریم این بنده ی خدا پاور پوینت میاره سر کلاس میگه یکی از بچه ها بخونه بعد این توضیح میده ! امروز نوبت ما شد واسه خوندن ، شروع کردیم خوندن وسطش یه جا فاعل و مفعول و فعل به هم نخورد ، ما هم پیچیدیم به خودمون و همه خندیدند ! بعد من هم واسه اینکه خودم رو از تک و تا نندازم گفتم بابا این نویسندش کیه باید از تصمیم کبری دوباره شروع کنه !!! یه دفعه استاده با آرامش گفت : البته این و من نوشتم پسر جان , شما هم بعد از کلاس بیا دفترم , زپرشک!

نظرات
4 نظر

دلم سوخت ! (6) - دلم خنک شد! (18)

Jan 25, 2010 11:34 AM - درسی - توسط شیرین بیان

نمايش امكانات مخفي

امروز تو باشگاه بدنسازی از بین 3 تا تریدمیلی که خالی بودن اونیو انتخاب کردم که کنارش یه مرد 50-55 ساله درحال دویدن بود ... هم تندتر از من می دوئید هم زمان بیشتری دوید ! زپرشک!

نظرات
0 نظر

دلم سوخت ! (8) - دلم خنک شد! (8)

Jan 26, 2010 04:27 PM - بهداشتی - توسط رضا هیکل

نمايش امكانات مخفي

امروز داشتم سخنرانی میکردم هول شدم گفتم:به نام حضرت دوست که هرچی میکشیم از اوست.زپرشک!

نظرات
2 نظر

دلم سوخت ! (2) - دلم خنک شد! (10)

Feb 26, 2010 03:38 PM - اجتماعی(کوچه بازاری) - توسط abolfazl

نمايش امكانات مخفي

امروز داشتم history اینترنت اکسپلوررمو شخم میزدم دنبال یه سایتی که قبلا بهش سر زده بودم , یک فروم آنلاین پیدا کردم که شوهرم عضوش بوده و تاپیک زده بوده توش در مورد "راه های تزریق اکسیکانتین" ! زپرشک !

نظرات
0 نظر

دلم سوخت ! (15) - دلم خنک شد! (0)

Feb 12, 2010 12:36 PM - بهداشتی - توسط یک ناشناس!

نمايش امكانات مخفي

امروز صبح مطب دکتر بودم که این دفعه یک آنتی بیوتیک قوی تر بهم داد , روی بسته قرص ها نوشته "اخطار: مصرف این دارو ممکن است منجر به تهوع و اسهال شود" , ممکن است ؟ گویا من خیلی این "ممکن است" رو شوخی گرفته بودم , امروز 2 بار تو شلوارم رفع حاجت کردم ! حداقل شما این اخطارو جدی بگیرین ! زپرشک !

نظرات
0 نظر

دلم سوخت ! (8) - دلم خنک شد! (6)

Feb 12, 2010 08:06 PM - بهداشتی - توسط سیامک

نمايش امكانات مخفي

امروز یکی از دوستام بهم تبریک گفت که بالاخره دارم مرد میشم و سیبیل درمیارم , نکته بدش اینجاست که من تازه 15 سالمه , بدتر ازون اینکه من دخترم ! زپرشک !

نظرات
1 نظر

دلم سوخت ! (14) - دلم خنک شد! (5)

Feb 11, 2010 07:29 PM - خانواده دوستان و رفقا - توسط یک ناشناس!

نمايش امكانات مخفي

امروز رفتم شعبه 24 ساعته بانك رفاه ، از اينايي كه 60000 تا توش عابر بانك داره ، دم درش واستادم ، گفتم الان باز ميشه ... ! نشد ، يه دستي به در زدم ، عقب رفتم جلو رفتم باز نشد كه نشد ، يه در آهني ديدم و يه جا واسه كارت كشيدن ، گفتم حتما مال حودشونه آخرش كه داشتم نا اميد ميرفتم ، يه يارو گفت ، بابا بايد كارتوتو اينجا بكشي اوسکول ... كشيدم در باز شد , زپرشک!

نظرات
3 نظر

دلم سوخت ! (18) - دلم خنک شد! (6)

Jan 26, 2010 02:53 AM - کاری - توسط اوسکول

نمايش امكانات مخفي

امروز از طرف مدرسه پسرم بهم زنگ زدن ... الان چند هفتست پسرم تو مدرسه به همه دوستاش گفته مامانم مواد و قرص میفروشه ! من یک داروسازم ! زپرشک!

نظرات
2 نظر

دلم سوخت ! (22) - دلم خنک شد! (6)

Jan 26, 2010 04:28 PM - کودکانه - توسط نسرین

نمايش امكانات مخفي

امروز رکورد تعداد مراجعه به دستشوئی رو شکوندم , ولی دریغ از سر سوزن موفقیت ! زپرشک !

نظرات
1 نظر

دلم سوخت ! (10) - دلم خنک شد! (8)

Feb 11, 2010 08:00 AM - بهداشتی - توسط علی

نمايش امكانات مخفي

امروز مادر پدرم برای روزه تولدم برام یه کامپیوتره جدید خریدن . البته کامپیوتره قدیمیمو هم دادن به مغازه داره با تمام اطلاعاتی که روش بود ... 4 سال عکس , فیلم , آهنگ , ایمیل ... همه چی! البته من قبلا از همشون رو اکسترنال هارد بک آپ گرفته بودم ... که مامان بابام اونم فروخته بودن به مغازه داره ! زپرشک!

نظرات
3 نظر

دلم سوخت ! (8) - دلم خنک شد! (4)

Feb 1, 2010 01:20 AM - کامپیوتر و اینترنت - توسط فریبا

نمايش امكانات مخفي
حساب کاربریتان
ثبت نام فراموش؟