facebook
جستجوی پیشرفتهمشترک فرند فید شوید مشترک توییتر شوید مشترک فیس بوک شوید

ارسال داستان


اسم مستعار شما :
انواع زپرتی جات :
جنسیت :
درحال بررسي
آدرس ایمیل :
عبارت امنيتي

دسته: نر و ماده

زپرشک

مرتب سازی: کل زپرشک ها | فقط امروز | هفته اخیر | ماه اخیر | سال اخیر

امروز جمعه با دوستم قرار گزاشتم بریم استخر یه آبی به بدن بزنیم. رفیقم گفت جمعه ها بیشتر مال بانوانه ها ! گفتم فوقشم باشه درش بستس دیگه،میریم یه جا دیگه غصه ات برا چیه... خلاصه رفتیمو ،دم درش که رسیدیم دربونش نبود رفتیم تو مسئول دم درم نبود گفتیم چه باحاله هشکی نیست در ورودیو که باز کردیم دیدم یه خانومه بابیکینی جولوم واستاده منو که دید یه جیق بنفش کشید منو رفیقم پا به فرار... زپرشک!

نظرات
1 نظر

دلم سوخت ! (1) - دلم خنک شد! (10)

Mar 5, 2010 12:38 AM - دختر و پسر - توسط salaryy

نمايش امكانات مخفي

امروز بالاخره با شخصی که 3 ماه پیش تو چت باهاش آشنا شده بودم قرار گذاشته بودیم رستوران دیدنیها که بعد از نیم ساعت طرف ازم عذرخواهی کرد و گفت که کاری براش پیشومده و باید حتما بره . داشت میدوید انگار داشت از دست من در میرفت . حتم دارم وقتی رفته بیرون یه نفس عمیق کشیده و پیش خودش گفته آخیش راحت شدم ! زپرشک !

نظرات
1 نظر

دلم سوخت ! (9) - دلم خنک شد! (3)

Mar 3, 2010 07:30 PM - دختر و پسر - توسط آتنه

نمايش امكانات مخفي

امروز خواستم زنگ بزنم خالم،پسر خالم برداشت گفتم بزا یه شوخی باهاش بکنیم.گفتم سلام من دوست پسر مامانتم گوشیو بده مامانت! گفت چی!شما؟ گفتم من دوس پسر مامانتم گفتم که، مامانت کو؟دیدم عصبی شده گفتم علی منم بابا فوش نده گفت علی کدوم خریه درست صحبت کن عوضی... تازه دوزاریم اوفتاد ،وای خط رو خط شده ... زپرشک!

نظرات
5 نظر

دلم سوخت ! (1) - دلم خنک شد! (11)

Feb 28, 2010 12:41 PM - دختر و پسر - توسط salaryy

نمايش امكانات مخفي

امروز دوست دخترم خیلی ناراحت بود خیلی گریه میکرد , ازش پرسیدم چته ؟ گفت شوهرش می خواد طلاقش بده چون با منه . من اصلا نمیدونستم اون شوهر داره . زپرشک !

نظرات
0 نظر

دلم سوخت ! (9) - دلم خنک شد! (0)

Feb 26, 2010 03:38 PM - دختر و پسر - توسط علیرضا

نمايش امكانات مخفي

امروز داشتم تو پارک از دوستم عکس میگرفتم با موبایلم.یه جای خیلی خلوت بود بود که به قوله خودمون سگ پر نمیزد!! بعد از چند ثانیه یه دختره یهویی دستشو از پشت سرم آورد و موبایلمو گرفت و شروع کرد به جست و جو منم که ماتم برده بود پرسیدم داری چی میکنی گفت دارم میگردم از من عکس نگرفته باشی!! گفتم آخه من حتی ندیدمت!! اومدی از پشت سر گوشی منو قاپیدی!! گفت همینه که هست!! نمیخوای زنگ بزنم 110!!!! زپرشک!!!!

نظرات
1 نظر

دلم سوخت ! (3) - دلم خنک شد! (10)

Feb 13, 2010 03:27 PM - دختر و پسر - توسط زکی خان

نمايش امكانات مخفي

امروز تو خیابون ولیعصر داشتم راه میرفتم که از کنار یک زوج جوان رد شدم . وقتی داشتم از کنارشون رد میشدم شنیدم دختره داره به پسره میگه "اگه من شبیه اون بودم بازم دوستم داشتی؟" , منو میگفت ! زپرشک !

نظرات
2 نظر

دلم سوخت ! (22) - دلم خنک شد! (1)

Feb 10, 2010 11:36 AM - دختر و پسر - توسط فریماه

نمايش امكانات مخفي

دیشب داشتم خوابه یه پسر خیلی خوشتیپو میدیدم , همینطور که خودشو به من نزدیک می کرد تا بغلم کنه و ببوستم یک مرتبه به طرز وحشتناکی با صدای شوهرم از خواب پریدم که همزمان داشت می گوزید و سرفه می کرد ! زپرشک !

نظرات
1 نظر

دلم سوخت ! (14) - دلم خنک شد! (13)

Feb 9, 2010 07:28 AM - دختر و پسر - توسط بطول

نمايش امكانات مخفي

امروز پی بردم دختره خیلی خیلی خوشگلی که 6 ماهه باهاش تو یاهو چت میکردم اصلا دختر نیست , پسره ! زپرشک !

نظرات
3 نظر

دلم سوخت ! (3) - دلم خنک شد! (24)

Feb 8, 2010 06:33 PM - دختر و پسر - توسط یک ناشناس!

نمايش امكانات مخفي

امروز موفق شدم برای اولین بار لبهای یک زنو ببوسم ! من 56 سالمه ! زپرشک!

نظرات
4 نظر

دلم سوخت ! (19) - دلم خنک شد! (5)

Feb 5, 2010 01:40 PM - دختر و پسر - توسط ALI

نمايش امكانات مخفي

امروز کاشف به عمل اومد دوست دخترم رو شیکمش بیشتر از من مو داره ! زپرشک!

نظرات
2 نظر

دلم سوخت ! (26) - دلم خنک شد! (15)

Feb 4, 2010 03:51 AM - دختر و پسر - توسط یک ناشناس!

نمايش امكانات مخفي

قبلا کنار هنرستان ما(منظور از قبلا سال عهد تیر کمانه :D) یه مدرسه دخترانه بود که دیوار به دیوار بودیم.... حیاط خلوت هنرستان ما کلیدش دست من بود(:D:D از سرایدار تک زده بودیم) روزایی که مدیر نداشتیم میرفتیم حیاط خلوت با دخترای مدرسه بغلی سر صحبتو باز میکردیم یه روز رفتیم از پشت دیوار متلک انداختیم...دیدیم نه بابا اینا هم پایه ن...دوستم قلاب گرفت من رفتم بالای دیوار دیدم معاونشون لب دیوار داره برو بر منو نگاه میکنه... دیگه مجبور شدیم از اون روز تغییر قیافه بدیم یه وقت گندش در نیاد....آخه فرداش معاونشون اومد هنرستان ما یه 1 ساعت تو دفتر مدیر با همدیگه حرف میزدن زپرشک!

نظرات
2 نظر

دلم سوخت ! (0) - دلم خنک شد! (8)

Feb 18, 2010 01:21 AM - دختر و پسر - توسط زکی خان

نمايش امكانات مخفي

امروز با دوستامون داشتيم دافي باحالاي محلمونو نام ميبرديم ، يكي بر مي گشت مي گفت : سارا ديگه رديف شده دوست پسرش مياد دمه خونه دنبالش ، اون يكي بر ميگشت مي گفت بابا الناز ديگه كمتر از پرشيا سوار نمي شه منم اومدم مثلا يه چيز جالب و رديف بگم كه كسي به فكرش نرسيده گفتم : اوه اوه سالومه عجب گوشتي شده ، ديدم يه دفعه همه ساكت شدن ، گفتم : اِ چي شد چرا ساكت شديد . سامان رفيقم برگشت بهم گفت سالومه خواهر منه . اوه اوه منو ميگي آب شدم رفتم تو زمين. زپرشک!

نظرات
2 نظر

دلم سوخت ! (8) - دلم خنک شد! (9)

Feb 2, 2010 08:47 AM - دختر و پسر - توسط 735

نمايش امكانات مخفي
حساب کاربریتان
ثبت نام فراموش؟